تبلیغات
اخبار ایران و جهان MahdiNews - All World Breaking News - سلیمی نمین: احمدی‌نژاد به توصیه رهبری گوش نداد
دوشنبه 19 بهمن 1388

سلیمی نمین: احمدی‌نژاد به توصیه رهبری گوش نداد

   نوشته شده توسط: مهدی    

فردا: گفتگو با عباس سلیمی نمین در دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، محل کار وی انجام شد. گرچه این گفتگو ساعت 30:7 شروع شد و به نظر می‌رسید که به دلیل مشغله کاری وقت زیادی برای پاسخگویی برایمان باقی نمی‌ماند، اما ایشان با سعه صدر و رویی خوش و با کمال حوصله به سئوالاتمان پاسخ داد و وعده کرد تا در فرصتی دیگر به سوالات باقی مانده نیز جواب بدهد.

در طول چند ماه گذشته درباره اشتباهات و خطاهای استراتژیک و تاثیر گذار جریان اصلاح طلب که از سوی رهبر انقلاب به «جرم بزرگ» تعبیر شد از سوی جریان اصولگرا، بسیار سخن گفته شده است. درصورتی که بنا بر مصالح و ملاحظاتی تاکنون چندان به نقد درونی جریان پرداخته نشده است. برای نقد درون گفتمانی جریان اصول گرا، عباس سلیمی نمین را انتخاب کردیم که خود نیز دستی بر قلم دارد و رسانه ای است و می داند که نقد خود‌، نه تنها مضر نیست که اتفاقا عامل رشد است و مانع آسیب پذیری.

سلیمی نمین علاوه بر بررسی رفتارهای اصلاح طلبان که منجر به ایجاد مشکلات زیادی برای کشور شده، معتقد است اگر آقای احمدی نژاد به توصیه رهبری گوش می‌دادند و اسم اشخاص را در مناظره ها نمی‌آوردند، و یا بعد از انتخابات همایش پیروزی نمی‌گرفتند و سخنرانی نمی‌کردند، بهانه بدست مخالفان نمی‌افتاد تا به بهانه این اقدامات نسبت به رای مردم تمکین نکنند. با این حال به برابری تقصیرها اعتقاد ندارد و با دلایل روشنی اصلاح طلبان و سران معترض را مسبب اصلی حوادث بعد از انتخابات می داند. حوادث ناگواری که بعد از سالها بستر ساز دخالت بیگانگان در امور کشور شد.

آقای سلیمی نمین! همه مردم به طور نسبی در کم و کیف اتفاقات بعد از انتخابات قرار گرفته‌اند، گفتگو را اینگونه شروع می کنیم که آیا به نظر شما می توان اتفاقات بعد از انتخابات را بحرانی در کشور خواند یا شما معتقدید که این اتفاقات تنها مشکلاتی بوده که حل شده است؟

تعبیر بحران را برای مسائل این چنینی که ایجاد می شود جامع می دانم. اگر اعتقاد راسخ سیستم به رقابت جدی نبود، علی القاعده برخی تنش ها در حاشیه رقابت بروز و ظهور پیدا نمی کرد. امروز شاهدیم که یک رقابت بسیار فعال در چارچوبی که نظام جمهوری اسلامی برای تبلور رای و خواسته مردم طراحی کرده، به وجود می آید و این چیزی نیست مگر تمایلات و ظرفی که خود نظام به وجود آورده است. البته در چارچوب ظرفی که نظام به وجود آورده، گاهی خواسته های فردی منجر به برزو مشکلاتی می شود.

لذا نمی توان گفت این بحرانی است بدون ارتباط با آنچه که اراده کلیت نظام بر اساس آن شکل گرفته. قطعا وقتی ما همگان را دعوت به مشارکت جدی در ارتباط با اداره جامعه می کنیم، برخی حرکت های خارج از چارچوب هم ممکن است بوجود آید. اگر کار کنترل شده‌ای در ارتباط با ادعای مشارکت دادن مردم در امور جامعه وجود داشت، هرگز چنین مسائلی بروز و ظهور پیدا نمی کرد.

اما مسائل بعد از انتخابات هم ریشه در تمایلات فردی دارد و هم علاوه بر آن سوء استفاده های بیگانگان از این تمایلات نیز دخیل است. زمانی که این قضیه برای آحاد جامعه کاملا آشکار شد، ابعاد این موضوع هم محدود شد. البته این محدود شدن بدین معنی نیست که برخی مطالبات به حق مردمی را نادیده بگیریم. اما مطالبات برخی از شخصیت‌ها در زیاده خواهی های آنها ریشه دارد، اتفاقا عامل مشکلاتی که آنها خواهان برطرف کردنشان هستند، فزونی طلبی همان هایی است که گاهی پرچم دار آن مطالبات تلقی می شوند.

در انتخابات اخیر برخی از جوانان تصور کردند که اگر پشت نخبه زیاده طلب قرار بگیرند، مشکلات معیشت، بیکاری و یا نارضایتی از تبعیضات جامعه برطرف می‌شود، در حالی که باید توجه می کردند آن نخبه زیاده طلب خود سبب شده که تبعیض در جامعه جا باز کند. اگر زیاده طلبی های آنان نبود با بحث زیاده طلبی بهتر می توانستیم برخورد کنیم.

آقای دکتر در خصوص اصلاح طلبان و خطاهای عمده آنها بحث بسیاری شده است، می خواهیم از زبان شما به عنوان یک اصول گرا بشنویم که آیا اصولگرایان در این ماجرا هیچ نقشی نداشتند؟

سلیمی‌نمین: قطعا زمانی در جامعه مشکل بروز پیدا می کند که آن مشکل دو طرف داشته باشد. یک جریان مشکل دار، به تنهایی نمی‌تواند مسئله جدی برای جامعه ایجاد کند. زمانی که خطاهای دیگری هم به این مسئله اضافه شد می تواند به یک مسئله جدی تبدیل شود چراکه مجموعه خطاها، یک سردرگمی در جامعه ایجاد و تشخیص حق را سخت می کند.

خطاهای طرف مقابل نیروهای فزونی‌طلب را کتمان نمی‌کنم. اما در جامعه برخی‌ها می‌خواهند بگویند «هم این طرف اشتباه کرد و هم آن طرف، بیایید روبوسی کنید مسئله را حل کنیم»، اصلا این گونه نیست. این یک نوع جلوگیری از کسب تجربه ملت است. ملت باید بداند فتنه از کجا آغاز شده.

نخبگان و خواص‌ما نوعی رشد نیافتگی از خود نشان دادند. در انتخابات 5 دوره قبل برای مظلوم‌نمایی ایده‌هایی از جمله آتش زدن ستاد خود را نشان می‌دادند، می‌خواستند به صورت غیر منطقی مردم را به سوی خود جلب کنند. در انتخابات مجلس ششم از طریق ایجاد درگیری‌های کاذب می‌خواستند که آرای مردم را کسب کنند که متاسفانه بعضا کسب هم کردند.

نمی‌توانیم در بررسی رفتار اجتماعی به این جمع‌بندی برسیم که ملت ما تحمل رقابت جدی را ندارد، اما متاسفانه زمانی که پرونده نخبگان را بررسی می کنیم، می بینیم که در انتخابات نهم بحث هایی را مطرح کردند که ناشایست بود. آقای کروبی و هاشمی مسائلی را مطرح کردند که تنها نتیجه آن تلخ کردن یک پیروزی بزرگ برای ملت ایران بود. در حالی که انتخابات توسط هم سلکان و متحدان جدی آقای هاشمی برگزار شد. ولی در عین حال انتخابات را زیر سئوال بردند. چرا؟ چون رای لازم را کسب نکردند و حاضر نبودند بپذیرند که ایراداتی دارند و مردم به سبب همین ایرادات به آنها رای ندادند.

خود پرستی و خود محوری آنها باعث شد که نپذیرند ایراداتی دارند و نخواستند تن به رقابت سالم سیاسی دهند. اما در انتخابات دهم علاوه بر اینکه انتخابات را زیر سئوال بردند، کارهایی کردند که در دوره قبل نمی توانستند انجام دهند چرا که با موتلفین خودشان طرف بودند و نمی توانستند درگیر شوند. اما متاسفانه در این انتخابات این کار را کردند.

ریشه یابی این امر برای مردم بسیار مهم است. مثل این است که شما یک سال برای کنکوری منتظر مانده اید و یک عده آدم درس نخوان و مشکل دار آن آزمون را برهم زنند، یک سال از عمر شما تلف شده و بی اعتباری برای شما به بار آمده است. زمانی یک عده انسان‌‌های خودخواهی این آزمون را برهم می زنند و بستری برای سوء استفاده بیگانگان ایجاد می کنند، این موضوع باید به صورت منصفانه بررسی شود و در غیر این صورت می تواند خطر و خسارتی از همان طریق متوجه ملت شود. بنابراین نباید مسئله را به گونه ای مطرح کرد که دو طرف ضعف هایی داشتند و اصل ماجرا را فراموش کرد.

قطعا کسانی که رای نیاوردند بستر را برای بیگانگان فراهم کردند. اما اشتباهاتی هم از جانب اکثریت پیروز در انتخابات و هم از جانب کسانی که متولی امور نظم جامعه بودند و باید جامعه را در شرایط ویژه اداره می کردند، صورت گرفت. به طور مثال وزیر خارجه گفت که در ایام این مسائل، پروازهای فراوانی از کشورهای غربی داشتیم، متاسفانه وزارت خارجه بعدا مطرح نکرد که آیا بر این افراد اشراف داشته یا نه؟ این بحث کلی نشان دهنده این بود که اشراف کافی بر مسائل و عملکرد سفارتخانه ها ندارند. این ضعف ها باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد اما اول باید مشخص شود که چه چیز اول کلید خورد و مشکلات برای جامعه به وجود آمد.

 چند نمونه از این اشتباهات دوستان اصول گرا را به صورت مصداقی بیان کنید.

سلیمی‌نمین: قبلا هم گفتم اصولگرایان قطعا خطاهایی انجام دادند، مثلا احمدی‌نژاد به توصیه رهبری گوش نداد و اسم از شخصیت های برجسته آورد (حال وارد این قضیه نمی شوم توصیه رهبری به دلیل این بود که آنها ظرفیت تحمل ندارند و یا به لحاظ قانونی در مناظرات نباید اسمی از افراد برده شود) اگر توصیه رهبری مورد توجه قرار می گرفت، قطعا تشخیص برایمان راحت تر بود.

در قبل از انتخابات احمدی نژاد در مشهد وعده افشای اسامی مفسدین اقتصادی را داد، بین این صحبت و مناظره، رهبری در جلسه ای توصیه کردند که اسم نبرید! احمدی‌نژاد هم توجه نکرد و قطعا هزینه‌ای هم به بار آورد. البته این اسم بردن عاقبت جنجال و خون ریزی نداشت، مردم تحمل کردند و حتی خیلی‌ها هم تحمل کردند و رای احمدی نژاد را هم بسیار بالا برد، حتی طرفداران جناح مقابل هم واکنش‌های غیر منطقی از خودشان نشان ندادند اما بعد از انتخابات آقایان دوم خردادی سنگ هاشمی را به سینه زدند و گفتند که اگر ما شلوغ کردیم به این دلیل بود که هاشمی زیر سئوال رفت، هاشمی زیر سئوال رفت یعنی انقلاب زیر سئوال رفت، بنابراین ما از انقلاب دفاع می کنیم؛ این کار آنها تشخیص را برای مردم سخت کرد در حالی که اگر همان روند ادامه پیدا می‌کرد مردم حقیقت را می فهمیدند.

بعد از انتخابات هم قطعا احتیاجی نبود احمدی نژاد اردوکشی خیابانی کند، علی القاعده در برابر برخی تحرکات سازمان یافته مخالفان، احمدی نژاد نباید کارهایی می کرد که حرکات آنها را توجیه کند. اگر تجمع برگزار نمی کرد، سخنرانی هم در آن صورت نمی گرفت که افرادی بخواهند از سخنان وی سوء برداشت کنند.

برخی ها گفتند زیر سئوال رفتن فرزندان هاشمی به معنای زیر سئوال رفتن خود هاشمی است، این حرف غلطی است، اصلا اگر خود هاشمی خطاکار شد به معنای زیر سئوال رفتن انقلاب است؟ ربطی ندارد. هاشمی تا امروز با انقلاب بود و بعد از این می تواند با انقلاب نباشد البته برعکس این هم ممکن است، کسی تا امروز ضد مصالح ملی است و امروز توبه می کند و به قانون گردن می نهد.

افرادی که از هاشمی دفاع می‌کنند در کارنامه‌شان نسبت به وی چه کرده اند؟ این افراد در آستانه مجلس ششم بدترین هجمه ها را نسبت به خود هاشمی وارد آوردند (کاشکی به فرزندانش اتهام می زدند) آن زمان گفتند هاشمی جانی و آدمکش است، گفتند هاشمی عامل قتل های زنجیره ای بوده، در قضیه فوت سید احمد آقا هاشمی را رسما زیر سئوال بردند، خواستند با این قبیل تخریب‌ها مانع از ورود هاشمی به مجلس شوند. آنها دیگر نمی‌توانند مدعی انسانیت و شان و منزلت افراد باشند و بگویند به خاطر شان و منزلت افراد در خیابان‌ها برای جامعه مشکل ایجاد می‌کنیم.

البته قبول دارم که احمدی‌نژاد نباید بعضی از حرف‌ها را می زد، اگر این حرف‌ها را نمی‌زد، هاشمی هم بهانه‌ای برای نوشتن نامه بدون سلام به رهبری پیدا نمی کرد. مخالفان در کارنامه خود سابقه زورگویی دارند و می خواهند خواسته‌های خود را به جامعه تحمیل کنند ولی ما باید در جامعه قانون را محور قرار دهیم. باز هم تاکید می‌کنم که آنها باید بهانه به دست می آوردند تا بتوانند احساسات را تحریک کنند ما نیز نباید به آنها بهانه می دادیم. قطعا اگر نیروی انتظامی بهتر عمل می‌کرد آقایان نمی‌توانستند بهانه داشته باشند. اگر نیروی انتظامی عاقلانه‌تر عمل می کرد بهانه به دست این افرار نمی داد. اگر نیروی انتظامی تمرین بهتر، هوشیاری بیشتر و مدیریت قوی‌تری داشت، این مسائل پیش نمی‌آمد.

آنها کم کم بحث انتخابات را فراموش و به کشته شده ها پرداختند و شدند مدافع حقوق اساسی ملت. زورگویی که اصلا حاضر نیست تن به قانون دهد، شد طرفدار قانون و حقوق اساسی ملت. البته جامعه کم‌کم در حال درک این مسئله است که اینها دروغ و فریب بود، مردم درک کردند که حقوق اساسی ملت صرفا در چارچوب قانون اساسی می تواند تحقق پیدا ‌کند. اینها کسانی هستند که در طول سال ها حقوق اساسی ملت را به بدترین وجه ممکن ضایع کردند.

یکی از مصادیق این پایمال کردن حقوق مردم را به طور شفاف توضیح می دهید؟

سلیمی‌نمین: دانشگاه آزاد! دانشگاه آزاد نشان می دهد که هاشمی مدافع حقوق ملت است؟ دانشگاه آزاد دربست در اختیار آنان است. برای اولین بار مجلس هفتم خواست بر عملکردشان نظارت کند که زدند توی دهن مجلس. کسی تا حالا نتوانسته بر دانشگاه آزاد نظارت کند. با مدارک کاذبی که به بسیاری از مسئولین دادند آیا به عدالت اعتقاد داشتند؟ تخلفاتی که در دانشگاه آزاد صورت گرفته واقعا فاجعه است، می خواهند آقای جاسبی را به زور نگه دارند، اموالی که به نام دانشگاه آزاد گرفته شده و به نام آقای جاسبی شده بیانگر چیست؟

مثلا فائزه هاشمی بگوید که من طرفدار حقوق اساسی ملت هستم. خب شما باید خیلی فراموشکار باشید، خیلی باید حافظه تاریخی‌تان ضعیف باشد که کسی که خودش منشاء بی‌عدالتی بوده، در این نوع مصادیق وی را به عنوان طرفدار حقوق اساسی بشناسید. مگر ما اینها رافراموش کردیم؟ در دوران دولت هاشمی در یک سفر خارجی 300 نفر از خانواده‌شان با پول ملت می‌رفتند سفر، اینها تبعیض نیست؟ هاشمی جایی حاضر نمی‌شد مگر اینکه صندلی ویژه‌ای برایش می آوردند. حال اینها به عدالت اعتقاد داشتند؟

آنها نباید بتوانند سردمدار برخی مطالبات در جامعه شوند، نباید از جوان سوء استفاده کنند تا بر اساس آن اراده سیاسی خودشان را بر نظام و قانون تحمیل کنند. اگر بر این مشکل فائق آییم، در آینده چرخش قدرت را بهتر از این خواهیم داشت.

از بحث دانشگاه آزاد خارج می‌شویم و به جریانات بعد از انتخابات می‌پردازیم، آقای سلیمی نمین بسیاری از افراد در ماجرای بعد از انتخابات همه تقصیرها را به گردن دشمن می‌اندازند، من قبول دارم که تحرکات عمده ای همواره علیه کشور ما از خارج وجود داشته، اما این درست است که همه تقصیرها را به گردن دشمن بیاندازیم؟

سلیمی‌نمین: این سئوال را باید از کسی که چنین ادعایی را می کند پرسید، ولی به نظر من به طور کلی شش عامل در مسائل اخیر دخیل بوده: جوانانی که مطالباتی داشتند، نخبگان زیاده خواه، جوانانی که به غلط باور می کردند که باید در خیابان ها آمد، جوانانی که در انتخابات فعال بودند و با هنرمندی تبلیغاتی به این باور رسیدند که تمام تلاششان از سوی نظام پاس داشته نشد، قشری که با نفس انتخابات و شفاف سازی در جامعه مخالف هستند و در آخر هم قدرت‌های بیگانه.هرگز معتقد نیستم همه کسانی که به خیابان ها آمدند منافق هستند اما در آنها قطعا منافق هم ‌هست. وقتی مسعود رجوی در برنامه تلویزیونی می‌گوید نیروهایمان را به داخل ایران می‌فرستیم که ما نمی‌توانیم بگوییم نه، نمی‌فرستند. کسانی که همه مسائل را به بیگانگان نسبت می دهند کار خطایی را مرتکب می‌شوند و نمی‌خواهند ضعف‌هایمان برطرف شود.

فرض می کنیم عقلای قوم دور هم جمع می شوند و می خواهند راه حلی برای خاتمه دادن به این جریانات پیدا کنند و از آقای سلیمی نمین می‌خواهند که یک بسته پیشنهادی به آنها ارائه دهد. محتوای بسته پیشنهادی شما چیست؟

سلیمی‌نمین: این مسئله که بسته پیشنهادی نمی خواهد. مسببان حوادث باید بگویند که خطا و اشتباه کردیم.

با گفتن اشتباه کردم همه چیز تمام می شود؟ یعنی موضوع آقای کروبی با مصاحبه با خبرگزاری فارس تمام شد؟

سلیمی‌نمین: کار برخی از آقایان کژدار و مریض است. این کار آنها با صداقت فرق می کند. هاشمی هم همیشه کژدار و مریض کار می کند. چیزی که می‌تواند تجربه ملت را افزایش دهد این است که بنده اگر به خطا رفته ام بگویم: «ملت من این کار را کردم و خطا کردم».

مثلا در مورد همین موضوع دخالت بیگانگان، شما به عنوان یک جوان می دانید که پای بیگانگان در میان است و می گویید که سهم آنها را زیاد نکیم، اما این آقایان به این موضوع هیچ اعتقادی ندارند. غرور سیاسی‌شان اجازه نداد که بگویند. کسی که می خواهد با زور امور را پیش ببرد، هرچه سیاه لشگر بیشتر باشد برایش بهتر است، چون می خواهد. نمی خواهد سیاه لشگرش را تفکیک کند.

آنها باید روز 23 خرداد می گفتند که ما حرف هایی داریم و زبان‌مان هم زبان زور و آتش زدن و شیشه شکستن نیست، کسانی که این کارها را می کنند محکوم می کنیم، بعدا که منافقین آمدند و اسلحه آورند، نگفتند که راه ما از آنها جداست؛ سلطنت طلب ها آمدند و شعار علیه امام راحل دادند، نگفتند اینها سلطنت‌طلب هستند! راه حل این قضیه خیلی روشن است، بسته پیشنهادی و تشکیل مجمع ریش سفیدان نمی‌خواهد، آنها باید قبول کنند که بستری برای بیگانه ایجاد کردند. راحت یک جمله بگویند: برای زیاده خواهی به مصالح ملی کشور ضرر زدیم.

وقتی سید حسن آقا دیروز می گفت که در انتخابات تقلب شده و امروز رییس جمهور را همراهی می کند یعنی رییس جمهور را پذیرفته و انتخابات درست بوده؛ اینکه کروبی و موسوی بیانه برای نظارت به عملکرد رییس جمهور می دهند یعنی انتخابات سالم بوده است. اینها می دانند اگر توضیح بیشتری به مردم دهند، مردم گریبانشان را می‌گیرند که اگر واقعا انتخابات درست بود چرا این هزینه ها را به کشور وارد کردید؟

البته این بدین معنی نیست که آنها درون نظام جایی ندارند، آنها می‌توانند افکار خود را ترویج کنند، اما نباید بگذاریم که آنها با زورگویی پیش روند، حال اگر ملت ایران زمانی آنقدر کج سلیقه بودند که به آنها رای بدهند، خب ایرادی ندارد، بعد حاصل کارشان را هم می بینند. اما اگر رای نیاوردند نباید انتخابات را برهم بریزند، باید جلوی آنها ایستاد.

آقای سلیمی نمین! در این هشت ماه آنقدر حاشیه‌های انتخابات زیاد بوده که کمتر کسی به عملکرد آقای احمدی‌نژاد پرداخته است. به نظر شما دولت دهم به چه میزان به شعارهای خود در این مدت جامه عمل پوشاند؟ و آیا اساسا در راستای تحقق آن شعارها حرکت می کند؟

سلیمی‌نمین: برخی در دولت دهم تلاش داشتند برخی از مسائل به صورت غیر منطقی تشدید شود تا کسی به عملکرد آنها نپردازد ولی اینگونه نشد. انتقاداتی که طی همین مدت نسبت به مردان احمدی نژاد صورت گرفت بسیار جدی بود. به طور مثال من نسبت به معاون اولی رحیمی مصاحبه تندی داشتم، اصولگرایان در مورد برخی تملقات اطرافیان احمدی نژاد ساکت ننشسته اند.

کسانی که در گذشته صادقانه نسبت به برخی انحرافات موضع گرفته اند، امروز هم صادقانه موضع می گیرند. وقتی تملق‌گرایی را آفت می‌دانیم باید در همه دولت‌ها با آن مقابله کنیم. وقتی تملق در شخصی مثل هاشمی به عنوان عنصر برجسته نظام تغییر ایجاد کرد، طبیعتا در احمدی نژاد هم به طریق اولی تاثیر سوء می گذارد.

این تملقات هاشمی را به این جمع بندی رساند که واقعا متفاوت از دیگران است و قانون اساسی نباید در مورد وی اجرا شود. آیا در مورد تملقات احمدی نژاد نباید حساسیت داشته باشیم؟ اگر نداشته باشیم که به جامعه ظلم کردیم.

هاشمی سرمایه ملت است. نباید بگذاریم سرمایه ملت از بین رود ولی متاسفانه برخی ها به این سرمایه لطمه زدند و نابود کردند، البته نه به خاطر مردم و نه به خاطر اینکه از هاشمی خوششان می آمد، بخاطر منافع خودشان! اگر تبعیض در جامعه جا بیافتد من می توانم از کنار آن استفاده کنم، اگر هاشمی توانست پرچمدار تبعیض باشد، من هم می توانم ولی اگر هاشمی تبعیض نداشته باشد من غلط می کنم بتوانم تبعیض داشته باشم. اول باید بگذارم هاشمی و خانواده‌اش کارهای تبعیض آمیز انجام دهند تا خانواده من هم بتوانند تبعیض انجام دهند.

امروز هم اگر کسانی مثل مشایی و رحیمی تملق گوی احمدی نژاد هستند به دلیل علاقه‌مندی به احمدی نژد نیست، آنها علاقمند مصالح و منافع خود هستند.

یعنی آقای احمدی نژاد این چیزها را نمی داند؟ این همه انتقاد نسبت به برخی اطرافیان رئیس جمهور چرا هیچ پاسخی نمی یابد؟

سلیمی‌نمین: آدم ها را در عرصه سیاست نسبی می دانم. اگر امروز احمدی‌نژاد را در انتخابات مناسب تر از سه گزینه دیگر انتخاب کردم، بدین معنی نیست که احمدی نژاد را بی عیب و نقص می دانم، قوت‌هایی را در احمدی‌نژاد می‌بینیم که نباید نسبت به این قوت‌ها بی‌توجهی کرد. احمدی‌نژاد کسی است که جرات کرد فضای سخت تبلیغاتی را پشت سر گذاشته و در برابر بعضی‌ها ایستادگی کند. حتی در صحنه بین المللی بسیاری از صحنه ها را تغییر داد، احمدی‌نژاد در روابط بین الملل معتقد است که چرا همیشه طرف‌های مقابل ما در حالت هجمه باشند و ما در حالت انفعال.

البته احمدی نژاد یک سری ضعف‌هایی هم از جمله عدم شناخت برخی از عناصر سیاست بازی که اطرافش جمع شده اند، دارد، رییس جمهور این افراد را نمی‌شناسد و به سبب همین عدم شناخت، به حرف‌ها و تملقات آنها باور پیدا می کند.


برچسب ها: احمدی نژاد ، سلیمی نمین ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر